يوسف بن محمد بن يوسف الطبيب الهروي

20

رياض الادويه ( فارسى )

19 . كليات يوسفى ، كه گويا مجموعه‌اى از آثار اوست و نسخه‌اى از آن در كتابخانهء ملى تبريز موجود است كه در سال 917 ق . نوشته شده است . ( منزوى ، فهرست نسخه‌هاى خطى فارسى ، ج 1 ، ص 588 ) 20 . رسالهء كوتاهى به نظم در يازده بيت ، به نام رسالهء شناختن قاروره نيز از وى در دست هست كه همراه قصيدهء يوسفى در 942 ق . سروده كه جزء رسالهء دلايل النبض اوست . ( منزوى ، فهرست مشترك ، ج 1 ، ص 575 ) چنان‌كه مىبينيم يوسفى يك نويسنده پركار بود و بر خلاف پدر به تأليفات معدود قناعت نكرد . او صرفا به فارسى شعر مىسرود و چنان‌كه ذكر شد ، قديمىترين كتابى كه از او به دست ما رسيده فوايد الأخيار نام دارد كه در سال 912 هجرى قمرى تصنيف يافته است و شامل 128 بيت شعر مربوط به داروهاست . البته كتابهاى غير پزشكى ديگرى هم از وى باقى مانده كه از جملهء آنها بدايع الإنشاء نام دارد . بسيارى از اشعار يوسفى به صورت قصيده هستند و در بين اين قصايد سلسله اشعارى وجود دارد كه با اين مطلع شروع مىشوند : نام هر چيزى به هندى بشنو از من اى پسر ! * خاصه نام هر دوايى ، نفع بردارى مگر اين كتاب در واقع نوعى فرهنگ فارسى به هندى است . از او همچنين اشعارى دربارهء أطعمه و أشربه و اسم داروهاى مختلف وجود دارد . چنان‌كه ذكر شد ، يوسفى همچنين دو كتاب كوچك ديگر در زمان همايون شاه تصنيف كرد كه يكى دلايل البول و ديگرى دلايل النبض نام دارد . اين دو كتاب در سال 941 هجرى قمرى نوشته شده‌اند و هر دو نيز به زبان اردو ترجمه شده‌اند . قسمت اعظم اشعار يوسفى به صورت دو بيتى است و مهم‌ترين مجموعه رباعيات او طبّ يوسفى نام دارد كه اگر آن را در جوار كتاب ديگر وى به نام جامع الفوايد قرار دهيم ، يك مجموعه بهداشتى كامل و يك راهنماى خوب فيزيولوژى و درمان‌شناسى مىشود . « طب يوسفى » با اين اشعار شروع مىشود : بدان ، چون كه گفتى سپاس و درود * كه در علم طب است اين قطعه‌ها فوايد شدش نام هر حرف از او * ز درياى حكمت دُرى بىبها . . .